خلقت شـتـر

 

«آيا نمی توانند ببينند شتر روی چه حسابی آفريده شده است»؟!

نـکـتـه آيـه: شتر روی حسابی آفريده شده!

شتر روی چه حسابی آفـريده شده است؟

1ـــ  داخـل دهـان آن از پوست سفـت و سخـت پـوشـيـده شـده کـه باعـث می شود بتواند گياهان دشت و

صحرا که خشک و خاردار هستند را بخورد و زخمی نشود.

2ـــ  مژه های آن خيلی پرپشت و کيپ همديگر هستند که باعث می شود شن و ماسه و سـنگـريـزه هـای اطـراف به درون چشم وی نـفـوذ نکنند.

ادامه ....

ادامه نوشته

دچار سينه تنگی و خـفـقـان شدن با افـزايش ارتفاع

«به اين ترتيب وقـتـی خـدا بخـواهـد کسی را راه ببرد سـيـنه وی را برای اسلام باز می کند، و هر که را بخواهد بحال خود رها کند سينه وی را تنگِ خفه کننده می کند، چنانکه گوئی که دارد در جو بالا و بالاتر ميرود. به اين ترتيب خدا بر کسانيکه ايمان نمی آورند زشتی و پليدی زننده می گذارد».

ادامه نوشته

حیوانات از بخش جلو مغز خود هدایت می شوند

 

«من به خدا آفریننده خودم و آفریننده شماها توکل کردم، هیچ حیوانی وجود ندارد که او از ناحیه جلو مغزِ آن آنرا هدایت نکند».

تاکنون برخی از حیوانات شناخته شده اند که در مغز خود عـنصر قطب نمائی دارند، که به کمک جریانهای مغناطیسی شمالی ــ جنوبی زمین که در تصویر وضعیت آنرا می بینیم هدایت میشوند. حیوانات با عنصر قـطب نمائی خود محل زندگی  و مسیر پرواز و حرکت خود را میشناسند.

اگر آهن ربائی را در نزدیکی مغـز یک پرنده ببندیم، سیستم جهت یابی مغز وی را مختل می کند و پرنده نمی تواند مسیر و محل زندگی خود را پیدا کند. (قرآن هر جانوری را (دابة) یعنی حیوان می نامد. و منظور ما از حیوانات در اینجا مطلق جانداران است که شامل پرندگان و حشرات و ماهی ها و غیره هـمه می شود).

نور خورشید نور اصلی و نور ماه نور بازتابی است

 

 

«اوست که خورشید را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد».

«ضیاء و ضوء» درخشش و تابشی است که از خود شئ ساطع می شود، مانند تابش و درخشش چراغ و شمع. و «نور»  روشـنـائی و تابـشی است که از خـود شئ ساطع نمی شود بلکه بازتاب تابش ضیاء است. و اینکه آیه می گوید: خـورشـیـد «ضیاء» است و ماه «نور»، به این معنی است که تابش خورشید از خود آن است ولی تابـش ماه از خـود آن نیست بـلـکه بازتاب تابش خورشید است. (این موضوع در سوره نوح و به نقـل از حضرت نوح آمـده. یعـنی وی چند هـزار سال پـیش از میلاد حضرت مسیح به مـردم گـفـتـه بـوده که: تـابـش خـورشید از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشید است. ولی مردم طـبـق معـمـول بوی می خندیده اند).

 

هفت لایه بودن جو زمین

« و در زمين از بالای آن (از سطح آن) کوهها قرار داد، و درون آن را شايان نمود، و منابع و ثروتهای آن را در چهار روز (دوره) تعيين نمود. چيزيکه برای همه نيازمندان به آن بطور مساوی می رسد ـــ سپس به جو پرداخت که در آن زمان دود بود. به آن و به زمين گفت: خواسته يا ناخواسته با هم همکاری دوجانبه کنيد. گفتند: ما خواست ترا پيروی می کنيم. به اين ترتيب آنها را در دو روز (يا دو دوره) هفت جو نمود و به هر يک کار خاص آنرا وحی نمود». فصلت:10 ــ 12     «آن خدائيکه هفت طبقه (هفت لايه) جو روی همديگر را آفريد».

« و جو را سقـفی حـفـظ کننده قـرار داديم»!

ادامه نوشته

تاریکی دریا ها

در گذشته های دور انسان تقریبا هیچ شناختی نسبت به محیط اطراف خود نداشت و اطلاعات انسانها سطحی بود کشتی می ساخت و از آن برای ماهیگیری و حمل و نقل دریا استفاده می کرد اما از سایر اسرار نهفته در دریاها و اقیانوس ها هیچ خبری نداشت.

یکی از این موارد که انسانها از آن هیچ اطلاعی نداشتند تاریکی های دریا بود در کتابی بنام اقیانوس ها نوشته شده است تاریکی اعماق دریاها و اقیانوس ها از عمق 200 متر به پایین تر شروع می شود در ای نعمق تقریبا هیچ نوری وجود ندارد و صد متر پایین تر از آن هیچ نوری وجود ندارد.

انسانها بطور طبیعی بدون کمک گرفتن از تجهیزات خاص می توانند تا عمق 40 متری دریا شنا بکنند.اما بدون تجهیزات نفوظ عمق 200 متر تقریبا غیر ممکن است و باعث نابودی انسان می شود.

وجود مناطق بسیار تاریک در دریاها و اقیانوس ها به احتمال زیاد در قرن بیستم که بشر توانست ابزار های پیشرفته غواصی و زیر دریایی بسازد کشف شد.

پروفسور « دوگارو » یکی دیگر از اقیانوس شناسان در مورد آنچه علوم جدید از آیه 40 سوره نور به آن رسیده است، اذعان می دارد:

در گذشته به علت نبودن وسایل غواصی، کسی نمی توانسته بیشتر از بیست متر در عمق دریا برود. لذا از زیر آب اطلاعات زیادی نداشته اما امروزه با بکارگیری وسایل و ابزار مدرن می توان تا عمق دویست متر به راحتی به زیر آب رفت.

اما قرآن کریم در 1400 سال قبل زمانی که هیچ ابزار غواصی وجود نداشت در آیه 40 از سوره نور به این مساله اشاره می کند:

أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَاهَا وَمَن لَّمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ ﴿۴۰﴾

 

یا [کارهایشان] مانند تاریکیهایى است که در دریایى ژرف است که موجى آن را مى‏پوشاند [و] روى آن موجى [دیگر] است [و] بالاى آن ابرى است تاریکیهایى است که بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است هر گاه [غرقه] دستش را بیرون آورد به زحمت آن را مى‏بیند و خدا به هر کس نورى نداده باشد او را هیچ نورى نخواهد بود (۴۰)

اما این آیه علاوه بر تاریکی های دریا به مساله علمی بسیار جالب دیگری نیز اشاره کرده است.

دانشمندان به تازگی کشف کرده اند که امواج درونی  وجود دارد که در میان آنها فاصله هایی وجود دارد که غلظت آبشان متفاوت است و چون این امواج مانند امواج سطحی رفتادر می کنند تشخیص آنها از هم بسیار سخت است.اما می توان با مطالعه  دمای آب یا غلظت آن در یک نقطه خاص آن را شناسایی کرد.

زنـبـور عـسـل

 

«و خدا به زنبورعسل وحی نمود کـه: از کوهها، درختان و از کندوهائی که مردم درست می کنند برای خود آشيانه بگير. بعد ازهر ثمری بخور و بعد (در بازگشت) مسيرهای مشخص شده پروردگار خود را دنبال کن (يا مسيرهای ساده شده پروردگار خود را دنبال کن). از شکمهای آن نوشيدنی با رنگهای گوناگون در می آيد و در آن مداوائی برای مردم وجود دارد. در اين رابطه برای افراد انديشمند نشانه ای وجود دارد».

(«ذللاً» جمع ذلـول است و از جمله به معنی: ساده، آسان، رام، بی درد سر و بی زحـمت است. اگـر در آيه «حال» بـرای «نحـل (زنبور)» باشد، معـنی جمله آن اين می شود که: زنبور از مسيری پيروی کند که برای وی مـشـخـص شـده. و اگر «ذللاً» حـال بـرای سُـبُـل باشـد، در آنصورت جمله به اين معنی می شود که: مـسـيـر بـازگـشـت زنـبـور آسان و بی زحمت شـده است. و هـر دو حالـت آن درست است).

نکات آيه: 1ـــ مسير بازگشت زنبور عسل رُند و بی درد سر است. 2ــ از شکم زنبور عسل نوشيدنی در می آيد. 3ــ عسل شفا بخش است.

1ـــ مسـيـر بازگشت زنبور عسل رند و بی درد سر است:

زنبور عسل با اشعه فوق بنفش می بيند. وقتی مسيری را می رود مـغـز آن زاويه هـای نـور خورشيد را ضبط می کند. در بازگشت بر اساس همان اطلاعات برمی گردد. وقتی هوا ابری باشد نيز خورشيد را با تحليل نور می تواند از پشت ابرهـا ببيند. جهات مغناطيسی شمال و جنوب نيز بکار می گيرد. و کندوی خود را هم از بوی آن می شناسد.

به اين ترتيب زنبور عسل در رديابی و مسـيـرشناسی هـيـچ مشکلی ندارد. و چنانکه آيه گفته: زنبور پس از اينکه ثمر پيدا می کند و می خورد، در بازگشت از مـسـيـری کـه برای وی تعيين شده پيروی می کند، و يا مسير بازگشت وی آسـان و بی دردسر است، (بـسـته به ايـنکـه جـمـلـه آن را چطوری تجزيه و تحلـيـل کـنيم).

2ــ از شکم زنبور عسل نوشيدنی در می آيد:

عسلی که زنبور در شکم خود درست می کند و در خـانه های کندو می ريزد 80 درصد آن آب است. يعـنی هـمـانـطـور که قرآن می گويد: «آنچه از شکم آن در می آيد در واقع نوشيدنی» است. بـعـد کارکـنان کـنـدو روی آن کار می کنند تا درصـد آب آن به 18 درصد می رسد و عسل سفـت می شود و هـمـيـنـطـور از آن نان درست می کنند.

3ــ عسل شفا بخش است:

چيزيکه فعلاً انسان از خواص طبی عسل می داند موارد زير است:

ــــ درصورت ماليدن عسلِ صاف به زخم، زيـچه ها (مـيکـروبها) را می کشد ومانع ازدياد آنهـا می شود وزخم زودتر بهبودی پيدا می کند.

ــــ برای دستگاه هاضمه شـفـابخش است.

ــــ دردهای روماتيزم را تخـفـيـف می دهد. 

ــــ به کودک کمک می کند که کـلسيم خود را حـفـظ کـند تا استخوان و دندانهای آن رشد کند. (توصيه شده به کودکان زير يک سال عسل داده نشود).

ــــ شفائی دور مدت برای برخی بيماريهای مزمن دارد.

ــــ برای التهاب حلق خوب است.

ــــ برای مفاصل خوب است.